سارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقمسارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقم، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره

عزیز دل مامان بابا

و همچنان...

به او نگاه میکنم و خداوند همچنان مهربانانه به من لبخند میزند. تنها به او اعتماد دارم.
9 فروردين 1392

به نام او

به نام خدایی که تنها تکیه گاه من و تنها نقطه ایمان من تنها شکاف امید من تنها منبع نورانی من. به نام خدایی که تنها در کنار او میتوان تمامی سختی ها و نا ملایمت ها را تحمل کرد. به نام خدایی که در سخت ترین شرایط تنهایم نگذاشت. به نام خدایی که در شرایطی حساس نگاه به حساب بانکی من، نگاه به وضع پوشش من، نگاه به موقعیت اجتماعی من نکرد. به نام خدایی که تنها افریدگار من سرپناه من خانه من امید من زندگانی من بود. به نام خدایی که در شرایطی که در اوج سختی شکایتش کردم با نگاه مهربانش به من لبخند زد و من در حالیکه شرمگین سر به زیر فکنده بودم و او باز هم میخندید. خدایا مرا ببخش. کمکم کن.   ...
1 فروردين 1392

دنیا مرا رها کن...

روزگار غریبی است که دنیا با ما وفا نکرد. دنیا خیلی ظالم و بی رحمی. همه را از من گرفتی مرا تنها و بی پناه در خود رها کردی. مردی مرا هم با خودت ببر. دنیا ازت بدم میاد مرا هم از خود بران که من جایی در دل ظالمان ندارم. دنیا ادمهایی با قلب سنگی را در خود پرورش دادی نفهمیدی قلب من از شیشه نه از سنگ است که با تلنگری میشکند. دنیا مرا ببین. باران اشک مرا ببین. اشک من دامن تو رو رویاند اما قلبت را نه. خوشحالم که یک بار بیشتر به تو نمی ایم. چون تو به من وفا نکردی پس مرا نیز به تو وفایی نیست. سالهاست از تو خداحافظی کرده ام. از آن زمان که بی رحمانه عزیزان  مرا در خود بلعیدی ، یکایک عزیزانم را گرفتی فهمیدم مرا به بودن از تو امیدی نیست. از...
24 اسفند 1391

بدون عنوان

دل خراب من دگـر خراب تـر نمی شود كه خنجر غمت از اين خراب تر نمی زند  گذر گهي است پر ستم كه اندرو به غير غم يـكی صلای آشـنا بـه رهگـذر نـمی زند  چه چشم پاسخ است از اين دريچه های بسته ات بـرو کـه هـيچ کـس نـدا به گـوش کـر نمی زند   نه سايه دارم و نه بر، بيفکنندم و سزاست اگر نه بـر درخت تـر کسی تـبـر نمی زند   هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سـایه) در کـوچـه سـار شـب ...
23 اسفند 1391